تبليغاتX
محمد پيام اور حق
به دادم برس یا محمد ( ص )

در روايات از برخي پيامبراني كه از راه هاي دور به طواف كعبه آمده اند ياد شده، مانند: آدم، نوح، ابراهيم، اسماعيل، موسي، عيسي، هود، صالح، داود، سليمان، يونس و الياس. اما آنچه قرآن و روايات به صراحت برآن دلالت دارند اين است كه زيارت كعبه از زمان حضرت ابراهيم(ع) رسميت يافت و از آن پس به صورت آييني مذهبي درآمد كه مردم بدان حاضر مي شدند.در بيست ساله نخست دعوت اسلامي، حج به همان شيوه پيشين ادامه يافت، زيرا زمام كار به دست قريش بود. در سال نهم هجري كه مكه زير فرمان پيامبربود تغييراتي در مقررات حج داده شد، اما حجي كه بتوان آن را اسلامي دانست و معيار و قانون براي مسلمانان نسل هاي بعد به حساب آورد همان است كه در سال دهم هجري با حضور پيامبر گرامي اسلام انجام شد، زيرا پيامبر مصمم بود مناسك حج را خالص و ناب به مردم بياموزد و آنچه را در طول تاريخ، مشركان برآن افزوده يا از آن كاسته بودند هويدا كند.

پس از آن كه پيامبر اسلام از مكه به مدينه هجرت كرد، به جزء عمره ها، فقط يك بار براي حج به مكه سفر كرد كه در تاريخ به نام هاي: حجه الوداع، حجه الاسلام، حجه البلاع و... ناميده شده است. رسول گرامي اسلام بعد از اداي فريضه حج، در روز چهاردهم ذيحجه آخرين بار خانه كعبه را زيارت كردند و سپس به قصد مدينه منوره از مكه خارج شدند. حضرت محمد (ص) در ميان راه در محل غدير خم پس از نزول آيه شصت و هفت از سوره مباركه مائده، مولاي متقيان علي (ع) را به جانشيني خود برگزيدند

   

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 4:24 قبل از ظهر
( فضایل و آثار صلوات بر محمّد و آل محمّد )

( فضایل و آثار صلوات بر محمّد و آل محمّد )

 

" پل صراط  ":

روزی رسول خدا ( ص ) در حالی که از حجره ی طاهره بیرون می آمد فرمود :

شب گذشته مردی از امتم را در خواب دیدم که می خواست از پل صراط عبور کند اما می لرزید و می لغزید و نمی توانست حرکت کند تا این که صلواتی را که برای من فرستاده بود آمد و دست او را گرفت و به سلامت از پل صراط گذشت .

 

" قصری در بهشت ":

پیامبر فرمودند : وقتی که به معراج رفتم ملایکی را دیدم که بی کار نشسته اند ، پرسیدم : چرا شما بی کار نشسته اید ؟ آنها جواب دادند : " ما منتظریم ، تا شخصی از امت شما صلوات بفرستد و ما برای او قصری بسازیم . "

 

"گیسوان جواهر نشان ":

حضرت محمّد فرمود : در آسمان پنجم فرشته ای را دیدم که بر کرسی عرش مشغول به تهلیل بود ، و گیسوان جواهر نشان از درّ و

یاقوت داشت . من سلام کردم و او جواب داد . سپس آن فرشته به من گفت : بشارت باد بر شما که من همیشه برایتان صلوات می فرستم .

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 5:8 بعد از ظهر
يا محمد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:54 بعد از ظهر
بطلبم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:52 بعد از ظهر
محمد يا محمد يا محمد

حضرت محمد(ص)

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:49 بعد از ظهر

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:42 بعد از ظهر
چند حدیث از رسول خدا ( ص ) :

   چند

   چند

حدیث از رسول خدا ( ص ) :

قرآنیان بالاترین مقام انسانی را بعد از پیامبران و فرستادگان الهی دارایند پس آنان را کم مشمارید ، زیرا در پیشگاه الهی دارای منزلتی ارزشمندند.

 

به خاه هایتان با خواندن نماز و قرایت قرآن ، نورانیت بخشید .

بر شما باد به کتاب خدا ، زیرا قرآن شفای سودمند و داروی پر برکت است و " حافظ " کسی است که به آن تمسک جوید و " نجات بخش " کسی است که از آن پیروی کند .

 

سخت ترین چیز بر شیطان قرایت قرآن است از رو .

 

بالاترین عبادتها قرایت قرآن است .

 

تلاوت قرآن از رو بهتر از حفظ  آن است .

 

تلاوت کننده و گوش دهنده به قرآن در پاداش مساویند .

 

بهترین شما کسی است که قرآن یاد بگیرد و به دیگران نیز بیاموزد آن هم با صوت و لحن زیبای عربی

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:39 بعد از ظهر

 

میزان بلند صحبت کردن با پیامبر ( ص ) چه در حال حیات چه در حال ممات و چه بر سر مزار آن بزرگوار و همچنین نسبت به سایر معصومین ، از 3 حالت بیشتر نیست :

1-     صدا بلندتر از صدای پیامبر باشد . این مستقیماَ مورد نهی و منع است و در این صورت اعمال انسان حبط می شود .

2-     صدا مساوی صدای پیامبر ( ص ) باشد . در این صورت گناهی انجام نگرفته است .

3-     صدا از صدای پیامبر ملایم تر و آهسته تر باشد . در این مورد کمال رعایت ادب و مورد تمجید قرآن است و موجب طهارت قلب و رحمت الهی و ثواب کثیر است .

در همه روایت آمده که اگر می خواهید دهان خود را زیبا و معطر و خوشبو کنید نام حضرت محمد ( ص ) راببرید و بر او و خاندانش سلام و درود بفرستید .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:36 بعد از ظهر

پیامبر در ایام حج در سرزمین منا ، بر شتری سوار بود ، فرمود : ای مردم ؛ بدانید خدای شما یکی است ، و پدرتان یکی ، نه عرب بر عجم برتری دارد و نه عجم بر عرب ، نه سیاه و سفید بر یکدیگر ، مگر به تقوا . آیا من فرمان خدا را درست ابلاغ کردم ؟ همه گفتند : بلی یا رسول الله . فرمود : این سخن را حاضران به غایبان برسانند .    

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:34 بعد از ظهر
سخن

چند سخن از پیامبر اکرم حضرت محمد ( ص ) :

 

پیامبر فرمود : آیا شما را خبر دهم به چیزی که از نماز و روزه و صدقه هم بالاتر است ؟

عرض کردند : بلی یا رسول الله .

فرمود : اصلاح میان 2 نفر .

 

پیامبر فرمود : ای گروهی که به زبان ایمان آورده اید و نه با قلب . غیبت مسلمانان نکنید و از عیوب پنهانی آنها جست و جو نکنید  ؛ زیرا کسی که در امور پنهانی برادر دینی خود جست و جو کند خداوند اسرار او را فاش می سازد و در خانه ی خودش او را رسوا می کند .

 

 

پیامبر فرمود : ترک غیبت نزد خدا محبوب تر است از ده هزار نماز مقبول .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:33 بعد از ظهر
فضیلت تلاوت سوره ی حجرات

فضیلت تلاوت سوره ی حجرات از نظر پیامبر اکرم ( ص ) :

 

هر کس سوره ی حجرات را قرایت کند ، خدا به عدد تمام بندگان خود ده حسنه برایش منظور می دارد .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:32 بعد از ظهر
چرا قرآن به زبان عربی است؟

چرا قرآن به زبان عربی است؟

خداوند می فرماید اگر قرآن به زبان عربی نبود ، عرب هر گز ایمان نمی آورد یعنی به زبان ساده تر ،اعراب از نظر فرهنگی در پایین ترین سطح بودند و توانایی حل مسائل چنین قومی می توانست کار آمدی قرآن را نشان دهد و برای بشر مفید باشد و در جایی دیگر خداوند می فرماید : ما هیچ رسولی را در میان قومی نفرستادیم مگر به زبان آن قوم ، تا بر آنها معارف و احکام را بیان کند یعنی این که به اقتضای طبیعت ، هدایت و تربیت آن انسان ها بود و شگفت انگیز نیست

چرا به زبان نگاه کنیم باید به محتوا ومخاطبان و جهان شمولی و اینکه همه بشر را مورد خطاب قرار می دهد . توجه نمود که نه تنها مردم عصر خود با آیندگان حرف ها دارد .  قرآن مسائل آن عصر عربستان را حل نمود و به جهان خارج از خود بیشتر خدمت کرد تا اعرا ب هر چند در فرهنگی خاص و محدود ظهور کرد ولی با ابزارهای متفاوت و استفاده ار تمامی ظرفیت های کلامی ، باورهای فرهنگی و علایق دنیوی تشبیهات و استعارات و کنایه ها ، خود را از حصار تنگ آن فرهنگ رهایی بخشید و در کنار حل مشکلات آن جامعه ، راهکارهایی مناسب و عملی برای حل مشکلات بشر برای رسیدن به سعادت و کمال در همه زمانها و مکان ها ارایه نمود . ابلاغ قرآن به مردم به تدریج صورت گرفت زیرا مردم تحمل  و ظرفیت قبول آن را به یکباره نداشتند ، مثل تحریم شراب و بایستی به صورت یک روال منطقی ارائه می گشت تا در تقویت بنیه ایمان نو مسلمانان و تقویت پایه های دین موثر باشد و این روش برای فهم اعراب هم کار ساز تر بود و در تحولات عصر بعثت حضور عینی تری می یافتند و مشرکان را نیز همواره در حالتی از وحشت و نگرانی نگه می داشت چون تجربه ابو لهب برایشان نگران کننده بود که نکند برای دیگران نیز چنین سوره ای نازل شود و ماندگاری و تداوم کارها ی تدریجی نسبت به انقلابی بیشتر شود .  تاریخ نویسان در خصوص جمع آوری  و تحریر قرآن آورده اند که از زمان پیامبر (ص) کاتبان وحی و حافظان قرآن وجود داشته اند .اعراب با عادت ، حفظ اشعار و اطلاعات مر بوظ به انساب و قبایل ، نیروی جافظه قوی و خوبی داشتند و قرآن را که قانون آنها شده بود با علاقمندی به حافظه می سپردند . با رحلت پیامبر و بروز جنگهای رده و شهادت جمع کثیری ازحافظان قرآن در نبرد یمامه ، خلیفه بر آن شد که زیدبن ثابت را مامور جمع آوری قرآن نماید ، آن نسخه زید نزد حفصه دختر عمر و همسر پیامبر بود تا زمان عثمان که حذیفه بن یمان در اثنای جنگ ارمنستان متوجه شد که هر کدام از مردم به طریقی خاص قرآن را تلاوت می کنند و موضوع را به عثمان گزارش داد و او هم برای جلوگیری از اختلاف بین مسلمین ، نسخه موجود نزد حفصه را گرفت و مجددا  زیدبن ثابت  مامور شد تا با 300 تن از قریش به نسخه برداری کامل از قرآن ، به طور یکسان بپردازند و به همه شهرها ارسا ل شد و بقیه نسخه ها را سوزاندند و این عمل لکه ای شد بر دامن خلیفه سوم که مسلمانان هر گزاو را نبخشیدند

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:27 بعد از ظهر
فرهنگ و معارف علمی در جزیره العرب

فرهنگ و معارف علمی در جزیره العرب

جاهلیت ، همان گونه که از عنوان آن بر می آید بر زندگی جهالت ، نادانی و بی خردی دلالت دارد . در آن محیط به تنها چیزی که اهمیت داده نمی شد ، علم ، فرهنگ و آگاهی بود و معیارارزشهای حیاتی آنها جز زور شمشیر و نیزه ، شعرو خطابه، جنگ و خونریزی و انتقام و ارزش نهادن به حسب و نسبت ، چیز دیگری نبود در هنگام ظهور اسلام در قریش تنها 17 نفر قدرت کتابت داشتند            

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:26 بعد از ظهر
شرک و ابعاد آن در جزیره العرب

شرک و ابعاد آن در جزیره العرب

از نظر اعتقادی شایع ترین و عمومی ترین اندیشه حاکم بر مردم جزیره العرب ، شرک بود که همه گروها و قبالی در این انحراف یعنی شرک سهیم بوده اند مردم جزیره العرب که عموما بادیه نشین بودند از معارف عقلی بی بهره بودند و مسایلی چون ثار و انتقام مهمترین مسایل آنها بود ، در گیر بودن با دنیای مادی و جنگ و جدال مدام ، فرصتی برای تامل در اعتقادات دینی باقی نمی گذارد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 4:25 بعد از ظهر
علت اختلاف یهود و مسلمانان

 

علت اختلاف یهود و مسلمانان

یهودیان به سه گروه عمده بنی قنیقاع ، بنی نظیرو بنی قریظه تقسیم می شوند و در ابتدای هجرت نیز با پیامبر پیمان نامه اختصاصی بستند تا در آن شرایط انقلابی عصر هجرت خود را همرنگ جامعه سازند و فرصت کافی برای اندیشیدن و چگونگی بر خورد با مسلمانان را به دست آورن اما در نهایت راه کینه و عداوت پیمودند . بغض و کینه و حسادت و لجاجت یهود با مسلمانان ناشی از غرور و نژاد پرستی و قوم گرایی آنها بود که ، تصور می کردند پیامبری که مبعوث می شود از میان خود آنهاست ولی چنین نشد و سپس فکر می کردند پیامبر به طرف آنان متمایل و ملحق می شود و می توانند به کمک او بر مسیحیان روم که انها را مجبور به مهاجرت ازسکونت گاه قبلیشان کرده بودند نفوذ یافته و غلبه کنند و یا اینکه مسلمانان برای مسیحیان رقیبی می شوند و یهود آزادانه تر به کار تجارت ادامه می دهند و از قدرت مسلمانان به نفع خود استفاده می کنند بنا به این دلیل در جریان پیمان نامه اختصاصی در بدو هجرت ، تعهداتی را پذیرفتند از جمله دفاع از شهر در مقابل حملات خارجی و ارتباط نداشتن با قریش به عنوان دشمن مسلمانان اما وقتی دیدند پیامبر را مستقلی را می پیماید و گسترش اسلام به حدی است که در نهایت از هر دو دین مسیحیت و یهودیت پیشی می گیرد و غلبه نهایی با اسلام است وچون اعراب مثل خودشان سامی نژاد و متمایل به توحید بودند و بنابراین نفوذ روز افزون اسلام را برای خود خطرناک تلقی کردند و نگرانی انان از نفوذ شخصیتی و کلامی شخص پیامبر کمتر از نفوذ خود اسلام نبود همچنین با ورود مهاجران به مدینه انحصار تجارت از دست یهودیان خارج شد و کسب و کار ایشان در معرض خطر قرار گرفت وزراعت شغل اهالی مدینه باتبجارت که شغل اصلی مهاجران بود باعث بهبود وضع مسلمانان شده و کانون تجاری مسلمانان در کنار یهودیان برای انها غیر قابل تحمل بود وحالازراعت و تجارت و غنیمت های جنگی کاملا اهالی مدینه را از وام گیری از یهود و ربا دادن و غیره بی نیاز می کرد و یهود روز به روز جری تر می شد و البته تحریکات قریش به عنوان شرکای تجاری یهود نیز موثر بود همچنین اسلام شعار وحدت و برادری می داد و این امر نیز باعث کساد تجارت اسلحه یهود می شد که قرنها با دامن زدن به جنگهای قبیله ای میان اعراب از این راه ارتزاق می کردند بنابر این یهودیان با عملکرد دو گانه سعی د رکنترل اوضاع به نفع خود داشتند ابتدا گروهی از آنان به ظاهر ایمان اوردند و گاهی در ردیف مسلمانان به پرهیزگاری و پارسایی تظاهر می کردند ولی گاه و بیگاه با سولاتی از پیامبر سعی در ایجاد شک و تردید در میان مسلمانان داشتند تا ایمان آنان را متزلزل نمایند و بی حیای را به حدی رساندند که حتی در مورد خالق خداوند سوال می کردند که پیامبر سوره مبارکه اخلاص را بیان کردند انان از زنده کردن اختلافات گذشته میان مسلمانان ، بویژه اوس و خزرج نیز علنا ابایی نداشتند ! تاجامعه اسلامی را دچار تفرقه و کشمکش نمایند و حتی برای موفقیت در بسیج احساسات قریش به آنان گفتند بت پرستی بهتر از دین محمد است و سعی کردند پیامبر را وادار به ترک مدینه کنند و با طرح این موضوع که استقرار همه انبیا در بیت المقدس بوده از ایشان خواستند همچون دیگر پیامبران به آنجا برود پیامبر ابتدا سعی نمود آنا را با دلیل و برهان قانع کند و سپس با نمایش قدرت مسلمانان مخصوصا در اعزام سریه ها سعی داشتند انان را از اعمالی که در پیش گرفته بودند بر حذر دارد در واقعه ای افراد قبیله بنی قنیقاع برای اینکه زن مسلمانی را وادار کنند چهره خود را بگشاید چادر او را به زمین دوختند تا هنگام برخاستن از زمین حجابش کنار برود و پس از این ماجرا پیامبر باز هم از ایشان خواست قرار دوستی را حفظ کنند ولی بی فایده بود قبیله  بنی نظیرسعی کردند از بالای بام سنگی را بر پیامبر انداخته و او را نابود کنند اما طرح ترورشان شکست خورد و مجبور شدند مدینه را ترک کنند که در سوره مبارکه حشر به این موضوع اشاره شده است . چه می شد کرد ؟ روح حاکم بر کیش یهود و نژاد پرستی و اختصاصی دانستن این دین بود . قرآن از اینکه آنان با همه انبیا از راه جدل و تعارض وارد می شدند شکوه می کند.   

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 9:17 قبل از ظهر
ازدواج های پیامبر

 

ازدواج های پیامبر

چند همسری در میان قبایل و عشایر و حتی روستائیان در گذشته امری شایع و مرسوم بوده و حد مرزی نداشته است و در واقع اسلام مردان هوسران را به چهار زن محدود می کند نه اینکه امر کند چهار زن بگیرند و این گونه ازدواج ها معمولا با انگیزه های سیاسی اقتصادی و فرهنگ اجتماعی آن زمان صورت می گرفت . مردم از بزرگان خود انتظار داشتند به دلیل ثروت و تمکن مالی ، تعدادی از زنان بی سرپرست را تحت پوشش خود قرار دهند و زنان نیز به دنبال یافتن پناهگاهی امن و آرام بودند و در آن دوران ناامن ، امنیت فقط در کنار مردان بود و در بخش های فرو دست جامعه تعدد زوجات اولاد را به همراه داشت که راهی برای ازدیاد آسان ثروت و قدرت محسوب می شد ، تا بتواند زمین بیشتری را زیر کشت ببرند و برداشت کنند ، زیرا همه کارها با نیروی بدنی صورت می گرفت . از نظر سیاسی در بسیاری مقاطع تاریخ این گونه ازدواج هامعمولا تضمین کننده ثبات سیاسی بوده و حمایت قبایل و گروها از حکومت می شد و آنان را از تمردوسرکشی باز می داشت بنابر این به نسبت گستردگی جغرافیایی سیاسی ، تعداد زنان حاکم نیز اضافه می شد تا همه ملل تابعه احساس خودی کنند و یکی از راهای تضمین کننده وحدت و ثبات در قلمرو سیاسی همین ازدواج ها بوده است . اکثر ازدواج های پیامبر اکرم نیز با انگیزه های معنوی و سیاسی و اقتصادی صورت گرفت و توجه به این حقیقت که پیامبر در سن 25 سالگی در اوج جوانی و نشاط با بیوه زن 40 ساله ای که  15 سال از او بزرگتربود ، به مدت 25 سال زندگی مشترک خود را بدون اختیار کردن همسر دیگری تا 50 سالگی ادامه داد ، حائز اهمیت است . معمولا برای رسیدگی به پرونده افراد به دوران جوانی انها باید مراجعه کرد و جوانی پیامبرا ینگونه گذشت . گفته اند کردان با زنان زیبا و جوان ارضا می شوند نه زنان پیری که جوانی و زیبایی خود را در خانه همسران قبلی خود  ازدست داده اند برخی با توجه به مجاورت مسلمانان با مسیحیان و بحث های میان انان دلیل ازدواج های پیامبر را نوعی مبارزه با رهبانیت مسیحی تلقی کرده اند ، بعضی قثط ثروت خدیجه را به رخ می کشند اما واضح است که شرافت خانوادگی پیامبر آنقدر بود مه اگر از دختر هر ثروتمندی خواستگاری می کرد جواب رد نمی شنید و با وفات خدیجه نیز سوده زن دوم او نه ثروت داشت و نه جمال ، پس این سیرت خدیجه بود که پیامبر را جذب کرد نه ثروت او . مثلا وقتی میمونه وصیت می کند در محل زفافش با رسول خدا دفن شود عمق اعتقادی بودن این ازوداج ها را می رساند و اگر با انگیزه های شهوانی بود بایستی پیامبر از دیکر زنان خود نیز بچه می داشت ولی می بینیم به استثنای ماریه که ابراهیم از اوست و در 16 ماهگی بعد از واقعه تبوک ار دنیا رفت فقط از خدیجه بچه دارد چون اکثر همسران ایشان زنان کهنسالی بودند که حتی توان بارداری نداشتند تا چه رسد به شوهرداری پس نتیجه می گیریم رسول خدا تا آنجا که در توانش بود توازن و تعادل را بین افراد زیر مجموعه خود بر قرار می کرد تا ارتباط و علاقه مسلمانان را با خود بیشتر و محکمتر سازد تا مانند بنایی محکم پشتیبان همدیگر باشند شاید به همین دلیل با افراد تاثیر گذار بر امور اجتماعی پیوند های خوشاوندی برقرار کرد که غیر از پذیرش امام علی به دامادی خود ، دو دخترش را نیز به عثمان داد خود نیز با دختران ابوبکر(عایشه) – عمر ( حفصه) و ابوسفیان (ام حبیبه) ازدواج نمود که پیوند با دختر ابوسفیان در فتح مکه بدون خون ریزی مکه و جلب مشرکان تاثیر زیادی داشت و وقتی که عمر به رسول خدا شکایت کرد که کسی با دخترش به علت نداشتن حسن و جمال ازدواج نمی کند ایشان از روی بزرگواری با حفصه ازدواج نمود .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 9:13 قبل از ظهر
تفاوت پیامبران با دانشمندان و سیاستمداران

 

تفاوت پیامبران با دانشمندان و سیاستمداران

1)    پیامبران هیچگاه در گفته های خود تردید نکردند و حرف های خود را در طول فعالیت هر گز تغیر ندادند ولی دانشمندان و سیاستمداران همواره گفته هایشان دستخوش تغیرات بوده و هست

2)    پیامبران همیشه خود را رسولی از جانب خداوند معرفی می کردند اما دانشمندان و سیاستمدارن هیچگاه چنین ادعایی نکردند

3)    سیاستمداران به تدریج به چنین موقعیتی دست می یابند و دانشمندان نیز به مرور زمان به آن مقام می رسند اما پیامبران یک مرتبه و بدون مقدمه به آن منزلت بر گزیده  می شوند

4)    ابعاد معرفتی و تئوری هایی که پیامبران ارائه دادند ، کلیه ابعاد هستی را در بر می گیرد و ادیان حد و مرزی وجود ندارد اما دانشمند و سیاستمدار در یک حوزه بخصوص و محدود فعالیت می کند و ادعا دارد . چنان چه امام علی می فرمود : « از هر موضعی که می خواهید از من پرسش کنید » دانشمندان و سیاستمداران قلمرو کارشان یک یا چند موضوع خاص است

5)    فقط پیامبران معجزه دارن ولی دانشمندان و سیاستمداران حتی ادعای اعجاز ندارند

6)    معمولا از دانشمندان و سیاستمداران همدیگر را تائید نمی کنند و حتی گاهی علیه همدیگر موضع می گیرنداما تمام پیامبران یکدیگر را تائید می کردند

7)    پیامبران ا ز اخبار غیبی با یقین سخن می گفتند ولی دانشمندان و سیاستمداران همواره نسبت به مسائل با شک و تردید موضع می گیرند

8)    سیاستمداران مطیع مردمند و برای کسب رای ، حرف دل آنها را می زنند اما پیامبران هرگز مطابق با میل مردم سخن نمی گفتند بلکه حرف حق را بیان می کردند آنان مردم را به طرفداری از خود فرا می خوانند و اینان به اطا عت از خدا

9)    پیامبران مصلحت مردم را در دینداری وآنچه حق بود و دین می گفت در نظر می گرفتند اما سیاستمداران همیشه منافع خویش را در نظر دارند

10)                       سیاستمداران می کوشند بر سنت ها و فرهنگ جامعه تکیه کنند و خود را به آن امورپایبند جلوه دهند ولی پیامبران به مبارزه با آن و در صدد تغییر و اصلاح سنت های غلط و فرهنگ جاهلی بوده اند

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 9:5 قبل از ظهر
تسلیت

   "  یا حق "

 

                سالروز شهادت امام محمد تقی (ع ) بر

        تمامی شما دوستان گرامی تسلیت باد  ای عزیزان 

 

    نمی دانم چه می خواهم خدایا  

              

                    به دنبال چه می گردم شب و روز

                                                                                                                            چه می جوید نگاه خسته ی من

                                                                                                                                                                                    چرا افسرده است این قلب پر سوز  

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 8:31 قبل از ظهر
پیامبر و پیمان زندگی مشترک

درست ۲۵ بهار از عمر پر برکت پیامبر آزادی می گذشت که با بانوی چهل ساله ای بنام خدیجه که برترین بانوی روزگار خویش بود پیمان زندگی مشترک را امضا کرد.ازدواج پیامبر با خدیجه  شباهتی به ازدواجهای شناخته شده نداشت بلکه در نوع خود بی نظیر و دارای ویژگیهایی بود.چرا که این پیوند مبارک نه ثمره یک عشق زود گذر و دوستی بی پایه و اساس بود و نه برخاسته از انگیزه های مادی یا دیگر امور و اغراض و اهداف رایج که در ازدواج چهره های سرشناس دنیا وجود دارد و نیز هدفهای سیاسی در تشکیل این زندگی مشترک نقشی نداشت.

افزون بر اینها زندگی و شرایط اقتصادی پیامبر و خدیجه نیز با یکدیگر تناسبی نداشت و میان آنان فاصله بسیاری بود چرا که پیامبر خود دارای امکانات اقتصادی نبود و همانگونه که از دوران کودکی تحت سرپرستی عموی خویش زندگی کرده بود هنوز هم با او می زیست اما خدیجه ثروتمندترین و بی نیاز ترین زن در مکه و جهان عرب بود.

اما خدیجه می دانست که آینده بسیار امید بخشی در انتظار پیامبر است شاید این واقعیت را از غلامش میسره در سفر اقتصادی پیامبر با کاروان تجارتی خدیجه بسوی دمشق دریافته بود زمانی که میسره نشانه های بسیاری از شکوه و درایت و امانت را در وجود پیامبر دیده و همه را ضمن گزارش کار به بانویش گفته بود و یا پیشگویی آن راهب دیر بصری در منطقه شام در مورد آینده شکوهمند پیامبر به گونه ای به گوش خدیجه رسیده بود.

بر این اساس بانوی پر شرافت حجاز برنامه پیوند با پیامبر را تهیه نمود و خود با قداست و هوشمندی ویژه اش سخن را در مورد آن آغاز کرد و از آن حضرت تقاضا نمود که گام پیش نهد و از راه پدر یا عمویش از او خواستگاری نماید اما پیامبر با وجود پیشگامی بهترین و ثروتمند ترین باموی جهان عرب برای پیوند با او بهتر می دید که با بانویی که از نظر اقتصادی و مادی هماهنگ او باشد زندگی مشترک را آغاز کند به همین دلیل از خدیجه پوزش خواست و به او پاسخ مثبت نداد.

اما از آنجایی که خدیجه بانویی خردمند و دوراندیش و با فضیلت بود در برابر دلیل پاسخ منفی پیامبر گفت: آیا کسی که تصمیم گرفته است خویشتن را به پیامبر ببخشد و جان ناقابل را فدای او کند برای او مشکل است که ثروت و دارایی خویش را نیز بر آن وجود ارزشمند ببخشد و هر آنچه دارد همه را نثار قدم دوست کند ؟

عموهای پیامبر به اقامتگاه بانوی حجاز رفتند و اورا از پدرش خویلد خواستگاری کردند.پدرش در برخورد نخست پاسخ مثبت نداد اما سرانجام به اشاره دخترش با آن پیوند موافقت کرد .موضوع مهریه پیش آمد و اینکه پیامبر باید مهریه ای در خور مقام و موقعیت بانوی بزرگ حجاز بپردازد.اما از کجا و چگونه؟ درست در این لحظات بود که خدیجه به کار جالب و شگرفی دست زد و با هدیه نمودن چهار هزار دینار به پیامبر از آن گرانمایه جهان هستی تقاضا نمود که آن مبلغ را به عنوان مهریه به پدرش خویلد بپردازد گر چه در یک روایت آمده است که ابوطالب مهریه را با سرافرازی و شادمانی از اموال خویش تقدیم نمود وپیمان زندگی به امضا رسید.بهر حال جریان پیوند آن گل بوستان آفرینش بخوبی پیش رفت اما رخدادی بی سابقه و بی نظیر و بهت آور بود     

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 9:31 بعد از ظهر

آداب و سنن پیامبر در دعا و ذکر پاره

ای از ادعیه و اذکار او

رسول خدا فرمودند: جبرئیل به من دستور داد که قرآن را ایستاده بخوانم

و حمد خدا را در رکوع و تسبیح او را در سجده انجام دهم و او را

نشسته دعا کنم و بخوانم.رسول خدا در هنگام ابتهال و دعا دستها را بلند

می نمود مانند فقیری که غذا طلب می کند.

علی (ع) فرمود : زسول خدا وقتی در آینه نگاه می کرد می فرمود :

ستایش خدایی راست که آفرینش مرا کامل ساخت، صورتم را نیکو

آفرید ، در مقابل دیگران مرا زینت داد ، به اسلام هدایتم کردو با

برانگیختن من به مقام نبوت نعمتی بزرگ بر من بخشید.

رسول خدا هنگام سفرکنردن چون بر مرکب سواری خود مستقر می شد

سه بار الله اکبر می گفت سپس آیه شریفه:سپاس خدایی راست که این

حیوان را مسخر ما گردانید با انکه ما طاقت مهار آن را نداشتیم و ما به

سوی پروردگارمان باز می گردیم(زخرف/13و14) و می گفت: خدایا

ما در این سفر از تو نیکی کردن و پرهیزکاری و نیز کاری را که

موجب خشنودی توست طلب می کنیم . خدایا این سفر را بر ما آسان

گردان و دوری آن را بر ما نزدیک ساز . خدایا تو در سفر یار ما و در

خانواده جانشین ما هستی . خدایا از رنج و گرفتاری سفر و غم و غصه

بازگشت و دیدن بدی در اهل و مال به تو پناه می برم و چون از سفر

باز می گشت می گفت : در حالی که به سوی پروردگارمان توبه و

بازگشت کرده و پرستش او می کنیم و سپاسگزار اوییم به منزل خود

بازگشتیم.

رسول خدا وقتی در سفر بود و شب فرا می رسید می فرمود:ای زمین ،

پرودگار من و تو خدا متعال است ، از شر تو و آنچه در توست و یا بر

روی تو در حرکت است به خدا پناه می برم ونیز از شر هر درنده و

گزنده و از شر هر مار و عقرب و از کسی که در این دیار است و

همچنین از هر پدر و فرزندش به خدای متعال پناه می برم.

رسول خدا وقتی سفره غذا رادر نزد او می نهادند می گفت:خدایا تو

منزهی، چه نیکوست آنچه ما را به ان آزموده ای ! تو منزهی ، چه

 بسیار است آنچه به ما بخشیده ای! تو منزهی چه فراوان است سلامتی

هایی که به ما داده ای!خدایا بر ما و بر فقرا اهل ایمان و اسلام گشایش

در روزی کرامت فرما.

امام باقر می فرمود: رسول خدا چون به قبرستان اهل ایمان می گذشت

می فرمود : سلام بر شما باد ای آرمیدگان اهل ایمان و ما نیز به

خواست خدا به شما ملحق خواهیم شد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 5:42 قبل از ظهر

آداب و سنن پیامبر در خوابیدن و بستر خواب

بستر رسول خدا(ص) یک عبا بود و متکایش از پوست که

با لیف خرما پر شده بود.شبی همان عبا را دو تا کرده

،زیر آن حضرت انداختند چون صبح بیدار شدند

فرمودند :این بستر دیشب مرا از نماز (شب) باز داشت .

از پس آن دستور داد تا زیر انداز او را یک لایه اندازند و زیر

انداز دیگری از پوست داشت که که از لیف خرما پر شده

بود و نیز عبایی داشت که به هر جا نقل مکان می کرد

آن را دو تا می کرد زیر آن حضرت می انداختند .رسول ا...

گاهی روی حصیر می خوابیدند بدون آنکه زیر انداز دیگری

زیر او باشد.

امام باقر (ع) فرمود :هیچگاه رسول خدا از خواب بیدار

نشد مگر انکه بر زمین می افتاد و در برابر خداوند سجده

می کرد.

علی (ع) فرمود :پیامبر طاقباز بر پشت می خوابند.

رسول خدا نه زن داشت و همگی یک رو انداز داشتند که

با گیاه خوشبو و رنگین ورس یا زعفران رنگ شده بود ،

نوبت هر کدام که می رسید آن را به خانه او می

فرستادند و نم زده می شد تا بویش پخش شود .

امام صادق(ع) فرمود ند :رسول خدا چون به بستر خواب

می رفت می گفت:خداوندا ،به نام تو زنده می گردم و به

نام تو می میرم . چون از خواب بر می خواست می

گفت: سپاس و ستایش خدای را که مرا پس میرانیدن

زنده کرد و همه پس از مرگ به سوی او زنده و محشور می شوند.

محمد بن مروان گوید:امام صادق(ع) فرمود آیا شما را خبر

ندهم که رسول خدا چون به بستر خواب می رفت چه

می گفت؟ من گفتم چرا، بفرمایید فرمود آن حضرت آیه

الکرسی را می خواند و می گفت به نام خدا ،به خدا

ایمان دارم و از طاغوت بیزارم ،خداوندا مرا در خواب و

بیداری حفظ فرما.رسول خدا هر گاه خواب هولناکی می

دید می گفت:او خدایی است که شریک ندارد.

امام هادی (ع) فرمود: ما اهل بیت هنگام خوابیدن ده چیزرا مراعات می کنیم : طهارت داشتن، صورت بر کف

دست راست نهادن ،سی و سه مرتبه سبحان الله ،

سی و سه مر تبه الحمدلله و سی و چهار مرتبه الله اکبر

گفتن ، رو به قبله خوابیدن به گونه ای که صورت هایمان

رو به قبله قرار گیرد،خواندن سوره حمد و آیه الکرسی و

آیه شهد الله ...پس هرکس چنین کند بهره خود را از آن

شب خود گرفته است.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 5:36 قبل از ظهر

آداب و سنن پیامبر درلباس

رسول خدا هر نوع لباس که دسترسی داشت می پوشید و عبا و پیراهن و

جبه وا مثال آن. از لباس سبز خوشش می آمد و بیشتر لباسهایش سفید

بود و می فر مود: زندگان خود را سفید بپوشانید و مردگانتان را در آن کفن

کنید. آن حضرت چه در جنگ چه در غیر جنگ لباس لا یه دار می پوشید و

قبایی از سندس داشت که چون به تن می کرد رنگ سبز آن بر سپیدی

روی حضرتش غلبه داشت و روی هم رفته زیبا جلوه می نمود.

بلندی لباسهای آن حضرت تا بالای قوزک بود،روپوشی که به تن می کرداز

آن کوتاه تربود و تا نصف ساق پا می رسید . همیشه میان کمر را می

بست بسا در حال نماز و غیر نماز ان را می گشود.ان حضرت روپوشی

داشت که با زعفران رنگ شده بود و بسا که با همان یک پوشش با مردم

نماز جماعت می گزاشت و گاهی تنها یک عبا به تن داشت.

وآن حضرت انگشتر به دست می کرد .... وبا همان انگشتر نامه ها رامهر

می کردو می فرمود:مهر کردن نامه ها بهتر از ایجاد شک و تهمت است.

آن حضرت شب کلاه به سر می گذاشت ، گاه زیر عمامه و گاه بدون عمامه

گاهی آن را از سر بر می داشت و جلوی خود حریم نماز می نهاد و به

سوی آن نماز می خواند و بسا عمامه نداشت و شال را بر سر و پیشانی

می بست . عمامه ای داشت به نام سحاب و آن را به علی (ع) بخشید

بسا بود که علی با آن عمامه می آمد وپیامبر می فرمود:علی در سحاب نزد

شما آمد.و در جایی فر مودند :سپاس و ستایش خدایی را که بر من جامه

ای پوشاند که با آن شرم گاهم را بپوشم و آراسته در میان مردم ظاهر شوم

و چون لباس را در می آورد از سمت چپ بیرون می آورد.

نظر یادتون نره

بازم مرسی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 4:26 قبل از ظهر

شمایل و کلییات اخلاق پیامبر(ص)

رسول خدا بسیار بزرگ و گرانقدر بود .در دیدگان عظیم و موقر می نمود و در

دلها عزیز و گرامی بود . چهره مبارکش مانند ماه شب چهارده می تابید و

درخشان و نورانی بود . رنگ چهره اش سفید مایل به سرخی بود . نه از

لاغری در دیده ها حقیر می نمود و نه از فربهی انگشت نما بود . چهره ای

سپید نورانی ، دیدگانی درشت و سیاه ، ابروانی باریک و کمانی ،جمجمه

ای بزرگ و قامتی معتدل و میانه داشت.

پیشانی مبارکش بلند ، بینی اش باریک و کشیده بود . در سفیدی

چشمانش اندکی سرخی دیده می شد. ابروانی پیوسته و گونه هایی صاف

و هموار داشت.مچ هایش درشت،ساق های دستش بلند بود.مفصل شانه

هایش بزرگ و خود شانه ها پهن بود. کف های دست و پایش کلفت و پر

گوشت بود.

بر آمدگی دو طرف سینه اش مو نداشت ،گودی کف پایش بیش ازحد

متعارف ... مژه هایش بلند،محاسنش پر پشت و افتاده و شاربش پر پشت

بود.ودهانش فراخ و شیرین ،میان بینی اش بر آمده ،دندان هایش سپید و از

هم باز و مویش آویخته بود ، از میان سینه تا ناف خطی باریک از مو داشت .

تمام اندامهایش معتدل بود . شکمش با سینه برابر بود سینه اش پهن و

کردنش در زیبایی چون بتی نگارین و به سپیدی نقره بود.

نظر یادتون نره

ممنون

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 4:24 قبل از ظهر
عشقبه پیامبر

   تنها عشقی که صادق و بی پایان است

 

             عشق به پیامبر و خدایش است .

                           

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 8:39 بعد از ظهر
بزرگی پیامبر

نقل شده است هنگامی که آیه " لا ترفعوا

اصوالتکم..."نازل شد، ثابت بن قیس سخنگوی

پیامبر (ص) که جهیر الصوت و دارای صدای

بلند بود ، گفت : من بودم که صدایم را از صدای

پیامبر فراتر بردم و در حضورش بلند سخن گفتم

، پس من اهل دوزخ دوزخ هستم . این موضوع

به گوش پیامبر (ص) رسید . فرمود : چنین

نیست ، او اهل بهشت است زیرا خطابه ی او

برای مومنان و در مقابل مخالفان واقع شده

است .

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 8:36 بعد از ظهر
عشق است محمد

 

    محمد اولین و آخرین عشق بشر است

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 10:9 قبل از ظهر
لبیک

آیا بشریت می تواند برای مادر آن گوهر حیات بخشُ مقام و منزلتی والا تر از آنچه پسر آمنه آن بشر

برگزیده به رسالت مجسم کرده تصور کند .

پیامبر می گوید :

اگر پدر و مادرم یا یکی از  آن ها را  درک می کردم و مشغول نماز عشا بودم و فاتحه الکتاب را خوانده

بودم و مادرم صدا زد محمد در جوابش می گفتم لبیک

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 9:49 قبل از ظهر
نماز شناسي

نماز برقراري ارتباط با الله و بريدن از آلهه هاست.

نماز سكوي اعتلا و عروج انسان است.

نماز معيار حق جويي شكوفايي جوانه هاي وجود و پيمان تسليم است.

نماز چراغ هر خانه وكاشانه زينت هر شهر و ديار وعطر حيات است.

نماز سكينه روح آرامش خاطر و وقار ظاهر است.

نماز درس خاك طبعي و فروتني و بريدن از منيت هاست.

نماز منشور سفيران حق وفاي عهد رشد يافتگان وپيام آمران به معروف ناهيان از منكر و مصلحان زمين است.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 10:35 بعد از ظهر
محمد(ص) در نگاه سعدی

  ماه فرو ماند از جمال محمد

  سرو نروید به اعتدال محمد

  قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

  در نظر قدر با کمال محمد

  وعده ی دیدار هر کسی به قیامت

  لیله ی اسری شب وصال محمد

  آدم و نوح خلیل و موسی عیسی

  آمده مجموع در ظلال محمد

  عرصه ی گیتی مجال همت او نیست

  روز قیامت نگر مجال محمد

  وانهمه پیرایه بسته جنت فردوس

  بو که قبولش کند بلال محمد

  همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

  تا بدهد بوسه بر نعال محمد

  چشم مرا تا به خواب دید جمالش

  خواب نمی گیرد از خیال محمد

  سعدی اگر عاشق کنی و جوانی

  عشق محمد بس است و آل محمد 

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 11:8 بعد از ظهر

"فواید صلوات بر محمدو آ ل محمد(ص)"

آیا می دانید:

صلوات:بهترین هدیه از طرف خداوند است

صلوات :تحفه ای از بهشت است

صلوات :نوری در بهشت است

صلوات :شفیع انسان است

صلوات :سپری در مقابل آتش جهنم است

صلوات :از جانب خداوند رحمت است و از سوی فرشتگان پاک کردن گناهان و از طرف مردم دعا کردن

صلوات :فقر و نفاق را از بین می برد

محاسبه ثواب صلوات

رسول خدا (ص)فرمودند:در معراج ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد .آن ملک گفت : من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تادر صحرا می ریزد وچنددانه در دریا می بارد تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم ، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم رسول خدا فرمودند :چیست؟عرض کرد هر گاه جماعتی از امت تو باهم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب آن عاجزم.

همگی سلام

راستش من و الهام سعی کردیم مطالبمون جدید باشه همیشه همه از دست اینکه مطالب تکراریه وتا حالا صدهزار بار شنیدیم می نالن ایشاا... که خوشتون بیاد

التماس دعا

راستی نظر یادتون نره ما منتظریم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط الهام و مرضیه در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 9:3 بعد از ظهر